معصومه باقری کیمیا

دلم یک گفتگوی عمیق میخواهد با یک آدم به موقع ؛ یک آدم عمیق و به موقع قابل قیمت گذاری نیست....

معصومه باقری کیمیا

دلم یک گفتگوی عمیق میخواهد با یک آدم به موقع ؛ یک آدم عمیق و به موقع قابل قیمت گذاری نیست....

معصومه باقری کیمیا


به کسی ندارم الفت ؛ ز جهانیان مگر تو

که اگر توام برانی ؛ سر بی کسی سلامت....

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۷ بهمن ۹۶، ۱۴:۱۷ - قالب رضا
    هی...
نویسندگان

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «متن عاشقانه» ثبت شده است

حال خوب آدمها

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۱۵ ق.ظ


من وقتی به لحظه ی طلایی غروب می نگرم 

خورشید رو با دلم حس می کنم.

لحظه ی طلایی غروب ؛ یعنی در واقع زمانی که بی دلیل دلم می گیره....

توی زندگیم از بس خوبی کردم و در

جواب خوبی ها ، بدی دیدم  دیگه بازیگر خوبی شدم!

عادت ندارم راه برم و بی دلیل غر بزنم

  و اوقاتم رو تلخ کنم ولی توی زندگی سیاه لشگر هم نیستم!

آدمی رسالت داره تا خوبی هاش و با بقیه تقسیم کنه

تا دیگران هم بتونن زیباترین صحنه های دنیا رو ببینن!

توی بعضی سکانس ها خیلی دلم می گیره.

وقتی می بینم یه آدمی می دونه اشتباه کرده

 ولی با یه مشت دروغ می خواد همه رو قانع کنه حق با خودش بوده!

وقتی می بینم هر آدمی واسه خودش قاضی میشه و پرونده می نویسه ؛ 

واقعا آزرده خاطر میشم!

ولی بازم ته دلم امید دارم.

 یه امید زیبا و روشن به اسم : خداوند . 

خدایی که هیچوقت تنهام نمی ذاره و همیشه پشتم بوده .

*حال خوب* ویروسیه!

و می تونه بین بقیه سرایت کنه!

من منتظرم یه نفر بیاد و حال خوبش و به من منتقل کنه.

همیشه قرار نیست مطلقا یه آدم عادی روی کره ی زمین باشیم 

گاهی فقط می تونیم یه آدم خوب باشیم

یه آدم بزرگ!

یک....

دو....

سه....

شروع کن!!


معصومه باقری(کیمیا)


  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۱۰ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۱۵
  • معصومه باقری کیمیا

دلتنگی مبهم

جمعه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۱۳ ب.ظ


هر چقدر هم که خودت را به بی خیالی بزنی

هر چقدر هم که به خودت بگویی اهمیتی ندارد

باز شبها وقتی ساعت از دوازده بگذرد ، مغزت کار نمی کند

حتی وسط خنده هایت

حتی در اوج شلوغی هایت

دستهایت

دستهایش

را

کم

دارد...

معصومه باقری(کیمیا)


  • معصومه باقری کیمیا

نجوایی برای خودم

شنبه, ۲ دی ۱۳۹۶، ۰۲:۰۴ ق.ظ


مثل سفره ای که تازه روی آن جوجه کباب و نان سنگک

و لیموترش تازه خورده اند؛ 

می خواهم خودم را بردارم و از بالای سقف خیالم بتکانم.

تمام حرفهای هیچ و پوچ را بیرون بریزم.

تمام رویاهای پوشالی را پرت کنم برود.

تمام اندوه ها و نگرانی های بی موردم را پاک کنم

تمام خاطره های تلخ را بتکانم....

دستهایم را با فشار انگشتانم گره بزنم

فنجان قهوه ای توی کافه ی دنج و دلنشینی مقابل خودم بگذارم.

شانه های خسته ام را با سر انگشتان خودم بفشارم

 تا تنهایی ها را حس نکنند.

منتظر شنیدن صدای زنگ تلفن همراهم نباشم

 تا ببینم چه کسی دلش برایم تنگ شده!

تمام حوصله ام را برای خندیدن گل چشمهایم کنار بگذارم.

دستهایم را خودم  (ها) کنم تا یخ نزنند.

بنشینم رو به روی آینه و به خودم بگویم :

 فدای سرت که بعضی چیزها حل نمی شود!

فضای جمجمه ام را آهنگ دالام دیمبو پُر کند.

 سرم را مست کنم و بگذارم بگذرد....

معصومه باقری(کیمیا)


  • معصومه باقری کیمیا

آدمهای مهم زندگی من

شنبه, ۲ دی ۱۳۹۶، ۰۱:۵۹ ق.ظ

👇

همیشه با خودم فکر کردم چه صدها هزار نفر

صفحه ام را دنبال کنند چه صد میلیون نفر....

آدمهایی که اگر نباشم برای من نگران می شوند 

چند نفری بیش نیستند.

همان چند نفر همیشگی...

لا اقل خوب است من همین چند نفر را دارم

که اگر یکهو کَلَک کار تمام شد و من مُردم ؛

باشند و برایم اشک بریزد و 

گلهای نسترن و نرگس سر قبرم پر پر کنند.

همان صدهزار نفر شاید همین چند نفر مهم را هم نداشته باشند

 که حتی نگران مُردنشان باشند.

دلخوشی های ما اگر همین اعداد  کیلویی و میلیونی و

 عکس هایی که گاهی با هنر فیگوراتیو به نمایش در آمده اند

 و نام کاربری شناسنامه ای باشد ؛

 چه بهتر که همان چند نفر آدم مهم زندگیمان را اندازه بگیریم...

همین آدمهای نگران زندگیمان شاید مجازی باشند شاید واقعی....

گاهی یک غریبه بیشتر از فامیلت برایت تب می کند و میمیرد!

و این تمام مقیاسی بود که می خواستم دوربین قلمم عکاسی کند....

معصومه باقری(کیمیا)


  • معصومه باقری کیمیا

شمع

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۱۲ ب.ظ


هنوز حتی دریا 

از کارهایی که کرده یا نکرده

آبی و بنفش می شود.

از دریاچه نمک

برایم شمع بیاور !!

این روزها حتی کلمات وارونه می شوند!


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری کیمیا

آهنگ سرنا

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۸ ب.ظ


مثل نُت های موسیقی

تمام وقت هستی با ؛

فا

می 

لا

....

غریبه ای اینجا منتظر است

با آهنگ سرنا بیایی

و آوازت را میانه کنی

نه بالا...

نه پایین...


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری کیمیا

نوشته های اکلیلی

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۶ ب.ظ


من با روح چروک 

و دستهای ترک برداشته

چگونه مست شوم؟

در چشمهای تو شرابی نیست

تا بار دیگر انگور بیاوری....

چقدر ساده محلول می شوی

در نوشته های اکلیلی من !


معصومه باقری(کیمیا)


  • معصومه باقری کیمیا

حال خوب

يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۵۷ ب.ظ


اینجا زنی هست

که روایتش را خورشید می داند

و انگشتر نگین دار آبی اش

با پوست صورتش هماهنگ شده!

و خنده هایش را

با مشت مشت میخ بر چهره اش کوبانده

این زن حالش خوب است.

نگران نباش.

هر روز قرص هایش را

سر وقت می خورد!


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری کیمیا

تخریب

جمعه, ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۳:۰۶ ق.ظ


برای من

حتی عطر همیشگی ات

عشق را قالب می کند

حتی جوهر خودکارت

حکم صادر می کند.

تو آخرین نفری هستی

که اینرا می دانی ؛ 

حتی عطر چای دارچینت

عشق را به من تحمیل می کند!

کمی انصاف داشته باش

دمنوش بهار نارنج ات را

از من پنهان کن

نمی دانی تخریب می شوم ؟!


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری کیمیا

عطر تو

جمعه, ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۲:۵۸ ق.ظ


و لابد فهمیده ای 

من حتی میان تردیدهایم هم تو را میخواهم.

و شده ام زنی که فقط نام تو از زبانش چکه می کند.

خفگی ام را آرام آرام می بلعم!

چیزی نشده ؛ 

بوی عطر همیشگی ات

زیر مشامم جا مانده....


معصومه باقری (کیمیا)



  • معصومه باقری کیمیا