معصومه باقری کیمیا

دلم یک گفتگوی عمیق میخواهد با یک آدم به موقع ؛ یک آدم عمیق و به موقع قابل قیمت گذاری نیست....

معصومه باقری کیمیا

دلم یک گفتگوی عمیق میخواهد با یک آدم به موقع ؛ یک آدم عمیق و به موقع قابل قیمت گذاری نیست....

معصومه باقری کیمیا


به کسی ندارم الفت ؛ ز جهانیان مگر تو

که اگر توام برانی ؛ سر بی کسی سلامت....

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان

شمع

۱۴
آذر


هنوز حتی دریا 

از کارهایی که کرده یا نکرده

آبی و بنفش می شود.

از دریاچه نمک

برایم شمع بیاور !!

این روزها حتی کلمات وارونه می شوند!


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری کیمیا

آهنگ سرنا

۱۴
آذر


مثل نُت های موسیقی

تمام وقت هستی با ؛

فا

می 

لا

....

غریبه ای اینجا منتظر است

با آهنگ سرنا بیایی

و آوازت را میانه کنی

نه بالا...

نه پایین...


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری کیمیا


من با روح چروک 

و دستهای ترک برداشته

چگونه مست شوم؟

در چشمهای تو شرابی نیست

تا بار دیگر انگور بیاوری....

چقدر ساده محلول می شوی

در نوشته های اکلیلی من !


معصومه باقری(کیمیا)


  • معصومه باقری کیمیا

فریب

۱۴
آذر


آمدی ؛ ماندی 

ماندم ؛ رفتی !

تمام قول و قرارهایت

مثل کودکی بود که

زنگ دری را زد 

و فرار کرد ...


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری کیمیا


تمام نوشته ها 

در _کجایی تو_  ختم شده اند.

علامت استفهام

در ذهنم جا خوش کرده

من این روزها می پرسم ؛

کجایی من؟!

معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری کیمیا

چتر رنگی

۱۴
آذر


حتی ماه برای اینکه بتابد

از تو اذن می گیرد.

خیال می کنی نمی دانم؟

طاووس ها رنگ پرهایشان را

از پرچین مژک های تو گرفته اند؟

و اخرین بار با چتر رنگی ات

قناری ها را دیوانه کردی.


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری کیمیا

نابودی

۱۴
آذر


من با نوشته هایم 

خنج می زنم بر باران

و قطره های ریز و درشت

مشت مشت خاطراتم را شستشو می دهند.

احساساتم به دست تو

حیف و میل می شود...

روح خسته ام خمیازه می کشد.

و کربو هیدرات هایی که به هدر می روند.


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری کیمیا

حسن یوسف

۱۴
آذر


به زیبایی صدای تو نمی رسند ؛

گل های حسن یوسف همسایه.

حتی طراوت شبنم

حتی لطافت نرگس

حتی شمیم پونه....

این حس فوق العاده را

لا به لای موهایت پنهان می کنی.

و من دوباره نمی توانم

بی قراری هایم را ثابت کنم.


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری کیمیا

پرت و پلا

۱۴
آذر


اگر همیشه تو با من بودی

هیچوقت شعری بر زبانم نمی آمد

مگر در وقت اضافی نبودن تو

جای تو در نوشتن هایم درد می کند!

و من مدتهاست....

مثل زنی که  از اثاث کشی خسته است

در نور چراغ خواب

پنهان می شوم... 

تمام این پرت و پلا ها

یک قولنج اتفاقی ناسوتی است.

هیچکدام را

جدی نگیر....


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری کیمیا

چهارشنبه

۱۴
آذر


می خواستم آخرین چهارشنبه

باروت هایم را آتش بزنم.

اما استخوان هایم سوختند.

عکسی مقابلم ایستاده !

حالا یک ساعت است خیره شده ام

به جمجمه ی دکارت

در مدرسه ی نظامی پاریس!


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری کیمیا