معصومه باقری

دلم یک گفتگوی عمیق میخواهد با یک آدم به موقع ؛ یک آدم عمیق و به موقع قابل قیمت گذاری نیست...

معصومه باقری

دلم یک گفتگوی عمیق میخواهد با یک آدم به موقع ؛ یک آدم عمیق و به موقع قابل قیمت گذاری نیست...

معصومه باقری

به کسی ندارم الفت ؛ ز جهانیان مگر تو

که اگر توام برانی ؛ سر بی کسی سلامت....

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۷ بهمن ۹۶، ۱۴:۱۷ - قالب رضا
    هی...
نویسندگان

۳۹ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

شمع

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۱۲ ب.ظ


هنوز حتی دریا 

از کارهایی که کرده یا نکرده

آبی و بنفش می شود.

از دریاچه نمک

برایم شمع بیاور !!

این روزها حتی کلمات وارونه می شوند!


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری

آهنگ سرنا

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۸ ب.ظ


مثل نُت های موسیقی

تمام وقت هستی با ؛

فا

می 

لا

....

غریبه ای اینجا منتظر است

با آهنگ سرنا بیایی

و آوازت را میانه کنی

نه بالا...

نه پایین...


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری

نوشته های اکلیلی

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۶ ب.ظ


من با روح چروک 

و دستهای ترک برداشته

چگونه مست شوم؟

در چشمهای تو شرابی نیست

تا بار دیگر انگور بیاوری....

چقدر ساده محلول می شوی

در نوشته های اکلیلی من !


معصومه باقری(کیمیا)


  • معصومه باقری

فریب

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۵ ب.ظ


آمدی ؛ ماندی 

ماندم ؛ رفتی !

تمام قول و قرارهایت

مثل کودکی بود که

زنگ دری را زد 

و فرار کرد ...


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری

کجایی من؟!...

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۲ ب.ظ


تمام نوشته ها 

در _کجایی تو_  ختم شده اند.

علامت استفهام

در ذهنم جا خوش کرده

من این روزها می پرسم ؛

کجایی من؟!

معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری

چتر رنگی

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۱ ب.ظ


حتی ماه برای اینکه بتابد

از تو اذن می گیرد.

خیال می کنی نمی دانم؟

طاووس ها رنگ پرهایشان را

از پرچین مژک های تو گرفته اند؟

و اخرین بار با چتر رنگی ات

قناری ها را دیوانه کردی.


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری

نابودی

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۵۹ ب.ظ


من با نوشته هایم 

خنج می زنم بر باران

و قطره های ریز و درشت

مشت مشت خاطراتم را شستشو می دهند.

احساساتم به دست تو

حیف و میل می شود...

روح خسته ام خمیازه می کشد.

و کربو هیدرات هایی که به هدر می روند.


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری

حسن یوسف

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۵۶ ب.ظ


به زیبایی صدای تو نمی رسند ؛

گل های حسن یوسف همسایه.

حتی طراوت شبنم

حتی لطافت نرگس

حتی شمیم پونه....

این حس فوق العاده را

لا به لای موهایت پنهان می کنی.

و من دوباره نمی توانم

بی قراری هایم را ثابت کنم.


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری

پرت و پلا

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۳۹ ب.ظ


اگر همیشه تو با من بودی

هیچوقت شعری بر زبانم نمی آمد

مگر در وقت اضافی نبودن تو

جای تو در نوشتن هایم درد می کند!

و من مدتهاست....

مثل زنی که  از اثاث کشی خسته است

در نور چراغ خواب

پنهان می شوم... 

تمام این پرت و پلا ها

یک قولنج اتفاقی ناسوتی است.

هیچکدام را

جدی نگیر....


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری

چهارشنبه

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۳۶ ب.ظ


می خواستم آخرین چهارشنبه

باروت هایم را آتش بزنم.

اما استخوان هایم سوختند.

عکسی مقابلم ایستاده !

حالا یک ساعت است خیره شده ام

به جمجمه ی دکارت

در مدرسه ی نظامی پاریس!


معصومه باقری(کیمیا)



  • معصومه باقری