معصومه باقری

دلم یک گفتگوی عمیق میخواهد با یک آدم به موقع ؛ یک آدم عمیق و به موقع قابل قیمت گذاری نیست...

معصومه باقری

دلم یک گفتگوی عمیق میخواهد با یک آدم به موقع ؛ یک آدم عمیق و به موقع قابل قیمت گذاری نیست...

معصومه باقری

به کسی ندارم الفت ؛ ز جهانیان مگر تو

که اگر توام برانی ؛ سر بی کسی سلامت....

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۷ بهمن ۹۶، ۱۴:۱۷ - قالب رضا
    هی...
نویسندگان

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «متن دلتنگی» ثبت شده است

من خودم هستم

دوشنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۲۲ ب.ظ


دیگر با آدمها کاری ندارم ، نگران هیچکدام نمی شوم ،

از حرف هیچ کسی نمی رنجم ، منتظر زنگ هیچکسی نمی مانم ،

 قلبم برای هیچ جنبنده ای تند نمی زند ،

من به این باور رسیدم که باید خودم هوای خودم را داشته باشم ،

باید مواظب حال خوب خودم باشم ،

من خودم را انتخاب می کنم. 

 دیگر استیکرهای قلب و هشتگ های عاشقانه از مد افتاده ، 

من گوشهایم را گرفته ام بر هر چه حرف دوست داشتن

 و صداهای موهوم و عاشقانه های کوتاه

من چشمهایم را بسته ام بر روی نگاه های گرم و لرزاننده ،

دستهای پیچیده به هم ، بستنی های دو نفره

و خرس های قرمز پشمالوی روز عشق.

دیگر با دنیا و خانه هایش و کافه هایش

و دمنوش هایش و  آدمهایش و عشقهایش

 و غمبادهایش کاری ندارم.

من به خودم اکتفا می کنم ، من دلواپس خودم هستم ،

عشق ، نام دیگر قلب من است 

و نام دیگر قلب من زخم است. 

من از وقتی زخمی شده ام هیچ کاری ندارم

با آدمها و دنیا و رنج و سیگار

و آدمها و دنیا و رنج 

و آدمها و دنیا  

و آدمها....

معصومه باقری


  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۸ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۲۲
  • معصومه باقری

حال خوب آدمها

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۱۵ ق.ظ


من وقتی به لحظه ی طلایی غروب می نگرم 

خورشید رو با دلم حس می کنم.

لحظه ی طلایی غروب ؛ یعنی در واقع زمانی که بی دلیل دلم می گیره....

توی زندگیم از بس خوبی کردم و در

جواب خوبی ها ، بدی دیدم  دیگه بازیگر خوبی شدم!

عادت ندارم راه برم و بی دلیل غر بزنم

  و اوقاتم رو تلخ کنم ولی توی زندگی سیاه لشگر هم نیستم!

آدمی رسالت داره تا خوبی هاش و با بقیه تقسیم کنه

تا دیگران هم بتونن زیباترین صحنه های دنیا رو ببینن!

توی بعضی سکانس ها خیلی دلم می گیره.

وقتی می بینم یه آدمی می دونه اشتباه کرده

 ولی با یه مشت دروغ می خواد همه رو قانع کنه حق با خودش بوده!

وقتی می بینم هر آدمی واسه خودش قاضی میشه و پرونده می نویسه ؛ 

واقعا آزرده خاطر میشم!

ولی بازم ته دلم امید دارم.

 یه امید زیبا و روشن به اسم : خداوند . 

خدایی که هیچوقت تنهام نمی ذاره و همیشه پشتم بوده .

*حال خوب* ویروسیه!

و می تونه بین بقیه سرایت کنه!

من منتظرم یه نفر بیاد و حال خوبش و به من منتقل کنه.

همیشه قرار نیست مطلقا یه آدم عادی روی کره ی زمین باشیم 

گاهی فقط می تونیم یه آدم خوب باشیم

یه آدم بزرگ!

یک....

دو....

سه....

شروع کن!!


معصومه باقری


  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۱۰ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۱۵
  • معصومه باقری

دلتنگی مبهم

جمعه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۱۳ ب.ظ


هر چقدر هم که خودت را به بی خیالی بزنی

هر چقدر هم که به خودت بگویی اهمیتی ندارد

باز شبها وقتی ساعت از دوازده بگذرد ، مغزت کار نمی کند

حتی وسط خنده هایت

حتی در اوج شلوغی هایت

دستهایت

دستهایش

را

کم

دارد...

معصومه باقری


  • معصومه باقری

احساس تلخ

شنبه, ۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۳۳ ب.ظ
با احساس تلخی که عکس منتقل می کند ؛ کاری ندارم.
با موهای بسته شدہ بر فرق سرش هم کاری ندارم.
با همین لباس بافتنی و خوشرنگ در ظهر گرم و آفتابی هم کاری ندارم.
با نیمرخ عکس هم هیچ کاری ندارم.
روی صحبت من با اون چشمهایی هست که دارن با دیوارای اتاق حرف می زنن!!
نمی دونم این چشمها چرا ساکت نمیشن؟
این چشمها دارن میگن روی دوستی آدما دیگه حساب باز نکن!!
این چشمها دارن میگن عشق دیگه برای من رنگی ندارہ.
این چشمها دارن میگن دیگه نمیشه روی دیوارها درخت آلبالو کشید.
دیگه نمیشه نیلوفر و شمعدونی کشید.
اصلا بریم سر اصل مطلب؛ ما آدما گاهی یادمون میرہ موقع وارد شدن به حریم دیگران در بزنیم 
حتی توجه نمی کنیم بعضی مسائل شاید خیلی شخصی باشند و ربطی به ما نداشته باشند
آنقدر سادہ از کنار رفتارها و حرفهای خودمان می گذریم ولی در مقابل دیگران بهترین قاضی دنیا هستیم.
خلاصه دلم می سوزہ وقتی می بینم دنیایی که می تونست پر از رنگ و شادی باشه دنیایی تاریک و غمگین شدہ که  آدماش ناخواسته از شادی فاصله گرفتن!
هر روز که از خواب بیدار میشی با یه خبر بد مواجه میشی ؛ با یه اتفاق تلخ ؛ با یه حرف ناخوشایند.
هر روز با مشتی دروغ و دروغ و دروغ!!
زندگی ما آدما شدہ همین.
نمی دونم چرا خدا می دونست بعضی آدماش چقدر بی رحم هستن ولی بازم خلقشون کرد؟!

معصومه باقری



  • معصومه باقری