معصومه باقری

دلم یک گفتگوی عمیق میخواهد با یک آدم به موقع ؛ یک آدم عمیق و به موقع قابل قیمت گذاری نیست...

معصومه باقری

دلم یک گفتگوی عمیق میخواهد با یک آدم به موقع ؛ یک آدم عمیق و به موقع قابل قیمت گذاری نیست...

معصومه باقری

به کسی ندارم الفت ؛ ز جهانیان مگر تو

که اگر توام برانی ؛ سر بی کسی سلامت....

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۷ بهمن ۹۶، ۱۴:۱۷ - قالب رضا
    هی...
نویسندگان

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حقایق تلخ» ثبت شده است

رنگ سرد حقایق

دوشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۳۵ ب.ظ


گاهی فکر می کنیم شانس همیشه در خانه ی آدمهای بد را می زند و بخت همیشه با آنها یار است ، 

گاهی عذاب وجدان میگیریم از اینکه به گرگ در لباس میش ها ، ناسزا می گوییم ،

اغلب برای اینکه از معرکه بیرون بیاییم سکوت می کنیم و عمق فاجعه را اندازه نمیگیریم ، 

این دل ، احساس ، غرور و متانتی که در قاب سکوت به هدر می روند ؛ 

تمام زندگی ما هستند که نابود می شوند !!

عادت کرده ایم آدمهای بد ، گربه رقصانی کنند و ما زیر بار شکنجه شان خرد شویم و بگوییم دنیا دار مکافات است ، 

دنیا چقدر می توانست زیباتر باشد اگر آدمهای بد هم باور داشتند بهشت  و جهنم قلب آنهاست ، 

قلب آدمها....

چه شده است که بدی ها را می توان با چشم غیر مسلح دید اما خوبی ها با لنز سولوتیکا هم مشاهده نمی شوند.

چه شده است که آدمهای بد گمان می کنند همیشه حق با آنهاست ، 

چه شده است که دلمان پر از درد شده ؛  روزهایمان کوتاه شده اند و شبهایمان بلند...

معصومه باقری


  • معصومه باقری

تلخ

پنجشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۷ ب.ظ


از همین ابتدا بگویم اگر قلبتان ضعیف است نوشته های مرا مطالعه نکنین....

کافیه فقط به دلیل خستگی یا ناتوانی ؛ یه کاری واسه یه آدمی انجام ندیدن ؛ اون هزار تا کاری که  واسش با زحمت انجام دادین میشه مثل توف سر بالا !

کافیه تو یه جمعی از یکی از بهترینهای خیالاتتون تعریف و تمجید کنین ؛ بقیه میشن دشمنی تشنه به خونت !

عادت کردیم هر روز قربان صدقه ی آدمهایی شویم که حاضریم سر به تنشان نباشد!

کافیه یه روزی دستت خالی باشه ؛ کیفت بی پول باشه ؛ همونایی که چسبیده به ریشت بودن حالا چشم دیدنت رو ندارن!

مرجان میگه ؛ پول اگه خوشبختی نمیاره ؛ پس چرا بدبختی میاره؟!

کافیه نصف شبی دلت بگیره ؛ هیچ کسی پیدا نمیشه تا توی عمق قدمهات رنج هات و بشماره!

کافیه درد بی درمان بگیری و عکس پروفایلی بگذاری که فقط خودت می فهمی اش ؛ همه ی دویست و شصت و هشت تای مخاطبینت پروفایل و کنایه به خودشون میگیرن!

کافیه یه دونه از دردهای پنهانت و به یکی از آدمها نشون بدی ؛ کاری می کنن که اون دردها مثل خنجری به قلب و روحت زخم بزنن.

فقط کافیه تصمیم بگیری رشد کنی ؛ بالا بری ؛ اون موقع است که فوج حسادت ها و نمی توانی ها و اعصاب خردکردن ها و تمسخرها به تو هجوم آورند تا از حرکت خود عقب نشینی کنی!

قوی هم که باشی ؛ این آدمها نمی گذارند به حال خودت باشی!

حتی وقتی دست به تیغ ببری یا با یک عالمه قرص های خاکستری همه چیز را تمام کنی و خودت را سر به نیست کنی ؛ جز موش های صحرایی و سگ های هار و ولگرد ؛ کسی نیست سنگ قبرت را لمس کند!

گاهی بهتر است ندانسته باشی و نفهمی شان و خودت را کر و کور و لال کنی ؛ تا بتوانی نفس بکشی و میان آجرهای سیمانی و سقف های پوشالی زنده بمانی!

تلخ شد....آه....چقدر عمق فاجعه تلخ است....تنهایی ما را در خود بلعیده است!

از همان اول گفتم اگر قلبتان ضعیف است نوشته هایم را نخوانید....


معصومه باقری


  • معصومه باقری