معصومه باقری

دلم یک گفتگوی عمیق میخواهد با یک آدم به موقع ؛ یک آدم عمیق و به موقع قابل قیمت گذاری نیست...

معصومه باقری

دلم یک گفتگوی عمیق میخواهد با یک آدم به موقع ؛ یک آدم عمیق و به موقع قابل قیمت گذاری نیست...

معصومه باقری

به کسی ندارم الفت ؛ ز جهانیان مگر تو

که اگر توام برانی ؛ سر بی کسی سلامت....

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۷ بهمن ۹۶، ۱۴:۱۷ - قالب رضا
    هی...
نویسندگان

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جملات دلنشین» ثبت شده است

عاشقانه ی من برای تو

شنبه, ۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۲۵ ب.ظ

وقتی من نشستم و دارم با خودکار سیاهم ، توی دفتر سپید ؛ آرام و با مکث ؛ جملاتی هَپَلی هوپو می نویسم یه نفر از لای در به من خیرہ می شود که متوجه حضورش می شوم.

از جایم بلند می شوم تا در اتاق را ببندم ،

اما او عاشق تر از این حرفهاست....

شما که او را بہ خوبی نمی شناسید !

خیرہ نگاهم می کند و می گوید : آخه شما بگو !

وقتی معصوم دارہ پشت میز چوبی با نور کم لامپ خیرہ به تابلوی عکس آشفته و مات امیلی برونته ؛ توی دفترش خیالات هَپَلی هوپوش رو می نویسه ، کیه که ول کنه برہ سراغ نون و آب !!

من با خندہ می گویم : همه می دونن انگشت سبابه همون سبابه اس و بنصر همون بنصرہ ، نه هیچکس با نوشتن خیلی رمانتیک و جذاب میشه نه کسی که زیادہ خوابی گرفته اش ؛ را می توانی از بیداری هراس دهی !

من اما این روزها پشت پلکهایم ؛ خیال  *او*  نشسته است.

خیال جانانم؛ پلکهایم را سنگین کردہ و مرا به زیادہ خوابی مبتلا کردہ است....

دیگر حتی نمی توانم هَپَلی هوپو بنویسم....

دیگر حتی به این فکر نمی کنم که این کرم ابریشم آخرش پروانه می شود و تمام می شود و می رود یا نه ؟!

حتی از  *او*  نوشتن هم برایم کهنه شدہ و زود زهوارش در می رود. هوا آنقدر گرم شدہ که دلم را نخ کش می کند....

اینبار فقط بخاطر  *او*  می خواهم رخت شلم شوربا تن کنم !


معصومه باقری (کیمیا)


  • معصومه باقری

نهایت خوشی های من

شنبه, ۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۳۰ ب.ظ


بعد از کتاب خوندن ؛ یه پیاده روی ملایم و کلنجار رفتن با ذهن ؛ میچسبه !

بعد از چای ؛ یه خواب راحت !

بعد از یک وعده غذا ؛ یه نخ سیگار !

بعد از دوش آب گرم ؛ یک گیلاس دلستر تلخ !

بعد از باران ؛ یک کولر روشن !

بعد از برف و تگرگ ؛ یک بستنی فالوده ای لیمویی !

اما تو همیشه به جان من می چسبی !

تو نهایت خوشی هستی که می چسبی به من .... 


معصومه باقری(کیمیا)


  • معصومه باقری